X
تبلیغات
رایتل


این جانب مونارک

نشد...نه نشد...یعنی اون نخواست...منم گفتم باشه...قبول کردم...خودتم می دونی فقط حرف تو رو قبول می کنم ...حالا می خوای چی کار کنی؟..نمی بُرم تا هر جا بخوای هستم...تو چی؟..می دونم می مونی...

دلم یه اتاق می خواد با ۱ تخت خواب با تو با آرامش مطلقی که هیچ چیز نتونه اونو ازم بگیره...دفتر خاطراتم و کلی حرف...

من هم حق داشتم به اندازه ی اونها...منم می خواستم...۱بار دیگه شروع می کنم...تو همراهم می مونی مگه نه؟

آخی...الان یاد ک.افتادم.حرفهای قشنگی می زد حیف که همش دروغ بود نمی دونم خودش می گه اون موقع بهشون اعتقاد داشته ...

این بی کاری آخر منو می کشه...وقتمو دارم هدر می دم کارم شده فیلم دیدن...ذهنم خیلی مشغوله دارم تصمیم بزرگی می گیرم...

عادت دارم همیشه وقتی می خوام فکر کنم جسمم رو به کاری مشغول می کنم...مجموعا از این همه فیلمی که دیدم شاید ۱۰ دقیقه از فیلم رو هم نفهمیدم...

یادم نمیاد کی غذا خوردم...یه جورایی...ولش کن...

اون دفتر چرمی رو ازم نگیر عذابم می ده.

 اینجا کسی نیست؟

کاش بارون می بارید...

دلم گریه می خواد.

دوستام رو می خوام.

می خوام ذهنم رو بخارونم

خواب راحت وسط چمنهای این دشت حیف که پشه کوره زیاد داره...

من به وجود ایمان دارم حالا تو هر چی می خوای بگو...بقیش مهم نیست...

آهای غریبه...چیزی شنیدی؟

دیگه نه!

دوست دارم بیای ولی خودتو خسته نکن می دونم برات وقت تلف کردنه...

شاید نباید بنویسم...

ارسطو نبودم...نویسنده هم نبودم...اینجا...شاید فقط تراوشات ناگهانی یک ذهن باشه...

من آرومم...آرومِ آروم...بر خلاف نوشته هام...

پ. می گه متناقضم...همه چیزیم با هم...

می شه بیای؟

دلم یه لیوان قهوه ی داغ می خواد با سمفونی ۲ موزارت...

این حالم رو جا میاره...

کسی سی دی منو ندید؟

نوشته شده در چهارشنبه 10 مرداد‌ماه سال 1386ساعت 11:22 ق.ظ توسط مونارک نظرات (6)|


Design By : Night Skin

LinkDump
Archives
Links
Design