X
تبلیغات
رایتل


این جانب مونارک

سلام.خوبید؟با فرجه ها وامتحانات در چه حالید؟

اگه الان دارم آپ می کنم اصلا دلیلش این نیست که وقت آزاد پیدا کردم.

تازه از کتاب خونه اومدم و منتظرم کتلت ها سرخ بشن.از شدت گرسنگی مانیتور رو شبیه چیز برگر می بینم...

خوب زندگی مثل همیشه شیرین و دوست داشتنی ادامه داره...برای نوشتن موضوع زیاد هست ولی یه چیزی دیشب منو شکه کرد!

دیروز با یکی از دوستای قدیمیم داشتم صحبت می کردم.با دوست دخترش مشکلی پیش اومده بود و خودش به چیزی نرسیده بود نظر یه دختر رو می خواست...

یه جایی از صحبت هامون بهش گفتم منم اگه پسری به خاطرم اینقدر خودش رو تغییر بده ولش می کنم...نفهمیدم چه جوری ولی بحث رو کشید سر من...

اینکه من از احساس هیچی نمی دونم و نمی تونم علاقه ی دیگران رو درک کنم...

کسی هستم که طرف مقابلم چه خوب و چه بد توی زندگیم تاثیری نداره و در هر صورت کار خودم رو می کنم...

ترجیح می دم زندگی شخصی داشته باشم و خیلی اجتماعی نباشم...

اخلاق خاص خودم رو دارم و عجیب هستم...

اینها شاخص ترین حرفهاش بودن...راستش اولین نفری نبود که این چیزها رو می گفت ولی از اون توقع نداشتم...آخه بعد از این همه مدت الان فکر کنم ۶ سالی می شه که ما هم دیگه رو می شناسیم این نظرات برام جالب بود...من که دقیقا نفهمیدم نظرش کلا مثبت بود یا منفی...

کنجکاو شدم بدونم...شما بگید من اینجوری هستم یا نه؟

کتلت ها آماده شدن...بفرمایید شام....

نوشته شده در دوشنبه 10 دی‌ماه سال 1386ساعت 05:57 ب.ظ توسط مونارک نظرات (7)|


Design By : Night Skin

LinkDump
Archives
Links
Design