X
تبلیغات
رایتل


این جانب مونارک

۱ سال پیش حوالی همین روزا با کلی امید و آرزو رفتم دانشگاه... 

حالا راضی ام...راضی راضی... 

خدا رو شکر همه چیز خیلی بهتر از اونی بود که فکر می کردم.... 

مرسی...خیلی مرسی! 

 

هیچ وقت فکر نمی کردم زندگیم اینقدر مهیج باشه... 

داره یه اتفاقاتی می افته... 

مامان خیلی راضی نیستن..نه به خاطر اون موضوع...به خاطر عاملی که این شرایط رو ایجاد کرد... 

ولی من به شدت از این تجربه ی جدید و مبهم استقبال می کنم... 

نمی دونم می شه یا نه... 

نمی دونم چی پیش میاد... 

هر چی باشه من راضی ام... 

 

اگر شد ۲ ماه نمی نویسم..یعنی نمی تونم بنویسم... 

بنا به دلایل محرمانه! 

 

 

پ.ن: تو مثل بارون اومدی عاشق و آشنا 

اومدی خنده شد گریه هام 

تورو می خواسته دل از خدا... 

 

 

 

 

روز شمار تعطیل 

اعتراف! 

من اشتباه کردم...برنامه ی ۴۰ روزم رو شکستم... 

به قول استاد روانشناسی ترم ۱: توی شرایط روحی مختلف احساس و تصمیم گیری کاملا متفاوت و گاهی متضاده...ولی دلیل نمی شه هیچ کدوم اشتباه باشن... 

 

من اون شب کار درستی کردم ولی تاوان شکستن قولم رو هم می دم... 

اشتباهم و جبران می کنم و بعد ادامه ی روز شمار... 

اگر بودم که می نویسم اما اگه این قضیه درست شد که نمی تونم بنویسم یعنی نیستم که بنویسم... 

بقیه اش بماند.... 

نوشته شده در شنبه 23 شهریور‌ماه سال 1387ساعت 12:15 ق.ظ توسط مونارک نظرات (4)|


Design By : Night Skin

LinkDump
Archives
Links
Design