X
تبلیغات
رایتل


این جانب مونارک

با شنیدن خبر دوست شدن این دوتا داشتم شاخ در می آوردم اما خوب چون ایشان قبلا خیلی دور من می پلکید نمی توانستیم اظهار تعجب به جای آوریم مبادا فکر کنند ناراحت شده ایم 

اما از درونمان شاخ هایمان بلند شده بود این هوا! 

ما هی می دیدیم پاچه ی ایشان در حال دمپا شدن است و خانوم ل. به شدت مشغول نفوذ اما فکر نمی کردیم این عامل نفوذی با چنین سرعتی عمل به جای ژآورده و کنه وار به وی بچشبد.... 

مجدد ا عجب!!! 

 

این روزها نان در درون پاچه رفتن و سهل الوصول بودن است 

ما دقیقا نمی دانیم آقایان نیز به چنین چشمی نگاه می کنند یا خیر 

ولی ما با چشم نیمه بسته ی فکرمان می گوییم فلانی در پاچه ی فلانی رفت و بالاخره آویزان بازی هایش نتیجه داد و همان فلانی دومی خر شد! 

 

واقعا نمی دانیم به غرور خفته ی آقایان محترم بر نمی خورد؟!!!   

 

ما ترجیح می دهیم بمیریم تا جلب توجه جنس مذکر را به جای آوریم... و ایشان را خاطرخواه نمیاییم...  

وگرنه عشوه که در ذات هر دختری می باشد ... 

 

 

پ.ن: از بین تمام کسایی که به نحوی خواستن با من باشن فقط تو هنوز کسی رو نداری...  

۲سال گذشته...

دارم نگرانت می شم... 

    

نوشته شده در دوشنبه 27 مهر‌ماه سال 1388ساعت 07:04 ب.ظ توسط مونارک نظرات (6)|


Design By : Night Skin

LinkDump
Archives
Links
Design