X
تبلیغات
رایتل


این جانب مونارک

می چرخی و می چرخی و می چرخی ....

بعد سرت گیج می ره دیگه نمی چرخی...

می رسی به ته تهش...حالا ته چی من نمی دونم...

یه بن بست می بینی...

۲ تا راه هست یا دل ببندی به آجر های قدیمی و قشنگ دیوار یا خرابش کنی و بخوای ببینی پشتش چه خبره...

هیچ از خودت می پرسی اگه اون ور بدتر از این ور باشه چی؟اینجا که خوبه اما اگه اونجا بهتر باشه چی؟اون موقعست که اون وروجکی که توی وجودته همش می خواد از بالای دیوار سرک بکشه...

قدش نمی رسه ... سعی می کنه دیوارو خراب کنه...

می ری پشت دیوار...یعنی اول کلت رو می کنی تو بعد نمی شه که فوضولیت همین جا تموم شه باید از همش سر در بیاری...

امیدوارم اون ور پشه نداشته باشه...بدترین موجودی که من می شناسم پشست!

اگه اون ور نوشابه نداشته باشه چی؟پفک هم دوست دارم...

فقط همین!من دیگه مشکلی با اون ور دیوار ندارم...

 

پ.ن:من عالیم! کارت ملی + کارت دانشجوییم رو گم کردم...

حالا کارت ملی بخوره تو سرم المثنی می گیرم...چه جوری برم دانشگاه؟!

نوشته شده در چهارشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1386ساعت 11:15 ب.ظ توسط مونارک نظرات (8)|


Design By : Night Skin

LinkDump
Archives
Links
Design