X
تبلیغات
رایتل


این جانب مونارک

روزی که داشتم مقاله رو می فرستادم عصبانی بودم...از اینکه آیا واقعا خودم رو مسخره کردم؟!

اگه تشویقهای مستمر ب. و یکی از استادهای عزیز نبود امکان نداشت بفرستمش...

حمایتهای ب. که جای خود داره...همش زنگ می زد و می پرسید چی کار کردی و به کجا رسیدی....

آخرش هم گفتم من این مقاله رو واسه دانشگاه نمی فرستم....ب. هم گفت میلش کن واسه من...

برام از کانادا پذیرش اومده....طی یکی دو سال آینده باید برای تکمیل پروژه بریم اون ورا...

تا خدا چی بخواد...

خدایا هنوزم گیجم...باورم نمی شه از مقالم خوششون اومده!

یعنی می شه؟

نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387ساعت 08:28 ب.ظ توسط مونارک نظرات (3)|


Design By : Night Skin

LinkDump
Archives
Links
Design