X
تبلیغات
رایتل


این جانب مونارک

کوچه خیسه...از گریه های آسمون... 

دل من تنگ و غمگین... 

ذهنم توی برگهای چنار توی حیاط با باد هم آغوشی می کنن... 

آخه تو چی می دونی؟تو چه می دونی امروز به من چی گذشت؟ 

وقتی فهمیدم همه چیز اونی نبود که من شنیده بودم... 

تنها دلیلی که دلم رو خوش کرده بودم که تو به درد من نمی خوری و روزی صد بار اونو توی ذهنم بزرگ و مهم کرده بودم که دل افسار گسیختم باز نیاد در خونه ی تو و جا خوش کنه از بین رفت.. 

اون پرده ی خیالی که بین دلم و دلت کشیده بودم دریده شد.... 

دلم داغونه...خیلی داغون...حال خوبی نداره... 

با هیچی هم آروم نمی شه... 

فقط وقتی با توهه آرومه...آروم سر به زیر و مطیع... 

اگه این زبون تند دخترونم بزاره...اگه بزاره یه روزی تو بفهمی من عاشقت شدم! 

پشت این همه تیکه و طعنه و کنایه هایی که ما به هم می زنیم کی فکر می کنه اون نگاههای مهربونمون با هم چه جوری عشق بازی می کنن و دل دیوونه ی من دیوونه تر می شه و می شه اونی که هیچ وقت نبود... 

سخته...به خدا قسم خیلی عاشق بودن سخته...اونم وقتی ببینیش...هر روز هر لحظه هر ثانیه یا خودش هست یا فکرش یا پژواک صدای آرومش یا طعم نگاه گرمش... 

هیچ کس تا به حال به من اونطوری نگاه نکرده بود...احساس کردم تمام بدنم به خودش پیچید و قلبم منقض شد... 

هنوز حس عجیبی دارم...یه چیزی ته دلم رو قلقلک می ده و نگاه تو آروم آروم آخرین حرف چشمات رو قاب می کنه...   

قلب من از نگاه تو می خواست بیرون بزنه اون وقت زبونم می چرخه به اینکه: چیزی شده؟چرا اینجوری نگاه می کنی؟ 

کی می تونه تصور کنه پشت این حرف من نبودن تاب نگاه تو بود که آزارم می داد... 

فکر کن هیچ کس تو چشمای من زل نمی زنه می گن چرا اینجوری نگاه می کنی... 

حالا من تاب نگاه تورو نداشتم... 

من باور نمی کنم تو عاشق نباشی... 

ریتم محزون و ممتد احساست رو لمس کردم... 

نمی دونم به خاطر دعوایی بود که کرده بودیم یا تو هم... 

به من نگاه کن... 

این دختر بد عنق که با هیچ کس راه نمی یاد دلش تو رو خواسته... 

می خواد باشی و حاضره واست هر کاری بکنه اما اگه بیای اونجوری که باید بیای... 

خدایا چی به سرم اومده؟ 

  

پ.ن:نزار کسی به غیر من چشم تورو ببینه                      

       عشقی به غیر از عشق من تو قلب تو بشینه 

       نزار کسی کنار تو جای منو بگیره 

       هر کسی به جز من اگه بود خدا کنه بمیره 

       خدا کنه هر کی دلش تو رو می خواد نباشه 

        یا بمیره یا به غم جدایی مبتلا شه... 

 

پ.ن: من گفتم...اما خدایا تو نشنو...اونم آدمه...اگه کسی قراره دلش با بودن با اون اروم بگیره و قراره من نباشم...هر کی که هست به سلامت...  

 

 

می رم زیر بارون...می خوام ساعتها توی بالکن بشینم... 

این روزا بارون حال و هوای دیگه ای داره...

نوشته شده در دوشنبه 6 آبان‌ماه سال 1387ساعت 12:27 ق.ظ توسط مونارک نظرات (4)|


Design By : Night Skin

LinkDump
Archives
Links
Design